چند وقتي است فكري شده ام كه دنياي نابينايان چگونه است ! چند وقتي است با خود مي گويم اگر نابينا مي شدم چه اتفاقي رخ مي داد . چگونه با اين موضوع برخورد مي كردم . مني كه سالهاست رنگ هاي زيباي اين دنيا را ديده ام . چهره كساني كه دوستشان دارم ديده ام . سطور پر رمز و راز قرآن را ديده ام . آيات الهي در اين دنيا را ديده ام . اگر همچو مني ناگاه از داشتن همچين موهبتي محروم شود چه خواهم كرد ؟
اين روزها به اين فكر مي كنم كه آيا اين توانايي را دارم كه اگر خدا موهبتي از من بگيرد باز به زندگي كه هم اكنون دارم بدون هيچ دردسري ادامه دهم ؟
اين روزها به اين فكر مي كنم كه اگر اين نعمت را نداشتم ، در دنياي نابينايي همان چيزي را خواهم داشت كه در زندگي اكنونم دارم ؟ و يا در ازاي ازدست دادن مواردي از اين دنياي بينا به مواردي در دنياي نابينا دست خواهم يافت ؟
در حساب و كتاب بعضي از اوراق اين دفتر توانمند و پيروز بيرون مي آيم و در اوراقي ديگر بازنده و شكست خورده و نوميد .
بعضي وقت ها فكر مي كنم كه اگر اكنون بعد از اين بيست و اندي سال تجربه ديدن ، ناگهان نديدن بلايي به سرم مي آورد كه نمي توانم در آن دنياي تاريك زندگي را حتي براي يك لحظه تحمل كنم .
بعضي وقت ها فكر مي كنم كه آن را تجربه نكرده ام و نمي دانم كه در گوشه و كنار دنياي تاريكي چه روشني هايي موجود است !
بعضي وقت ها فكر مي كنم كه اگر نابينا شوم ، سكوتي سنگين را دنبال خواهم كرد . فكر مي كنم كه اگر نابينا بودم مجبور بودم با دقت بيشتري گوش فرا دهم وهمين باعث مي شدم كه كمتر صحبت كنم و سكوت كذا را تجربه كنم .
بعضي وقت ها فكر مي كنم ، اگر در مواردي كه بخاطر حرف زدن مشكلاتي برايم پيش آمده ، اگر نابينا بودم و اگر اين اجبار برايم پيش مي آمد كه كمتر صحبت بكنم شايد آن مشكلات برايم پيش نمي آمد .
بعضي وقت ها فكر مي كنم ، نابينا كه مي شدم ديگر گريه نمي كردم . فكر مي كنم چون ديگر چشمي براي ديدن ندارم ، گريه اي هم بر گوشه اش نمي نشست .
بعضي وقت ها فكر مي كنم اگر نابينا شوم و چشم ديده ام از ديدن محروم شود ، راحت تر مي توانم چشم دل باز كنم .
بعضي وقت ها فكر مي كنم اگر نابينا شوم ، چنان گوش هايم را تيز مي كنم كه بتوانم حرف هاي دل مردم را هم بشنوم .
بعضي وقت ها فكر مي كنم اگر نابينا شوم ، بخاطر يك بي دقتي كوچك چه بلاهايي كه به سرم نمي آيد .
بعضي وقت ها فكر مي كنم اگر نابينا شوم ، دلم آزاد مي شود .
بعضي وقت ها فكر مي كنم ...
اصلااين فكر ها به چه كار من مي آيد .
من نه تجربه نابينا بودن را دارم نه با افراد نابينا هم نشين بوده ام كه بتوانم از بد و خوب دنيايشان سر در بياورم .
پ.ن:
۱- خدا را به اندازه تمامی ستارگان و آسمان ها و زمین و موجودات موجود بین آنان از بابت تمامی نعماتی که به من اعطا کرده سپاس گذارم .
۲- قدیم هامی گفتند هوای بهار خواب آور است . ما اضافه می کنیم که علاوه بر تجربه دو در کردن کلاس های هشت صبح ، هوای بهار جنون آور هم هست تا اینکه مسیر ۱۰۵۲۶ متری خانه تا دانشگاه را پیاده گز کنی شاید به شهرداری ثابت کنی که فاصله ای که بر روی نقشه زده اشتباه است .
۳- ما که نتوانستیم حرفمان را بزنیم ، خدا کند شما مثل ما بین آسمان و زمین نمانید .
۴- ما پیگیر حرکت انقلابی مان هستیم . شما هم دعا کنید .
* اول او شروع کرد همان طور که اول من شروع کرده بودم .
** اول او سلام کرد همان طور که اول من سلام کرده بودم .
*** اول او آمد همان طور که اول من آمده بودم .
**** اول او خواست همان طور که اول من خواسته بودم .
***** اول او مجبورم کرد همان طور که اول من مجبور کرده بودم .
****** اول او همان طور که اول من .
خدا کند که آخر این مثل آخر آن نباشد .
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت .
یک جور نقش سید و حاجی است این میان که در دور تسلسلی اش ما مکان حاجی و سیدمان جابجا شده . خدا بخیر بگذراند .
![]()
سال نو مبارک ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق را ، گفتم به دل معني كند
جان ، زعِطر عشق ، مستغني كند
گفت : آشفتي منِ خوابيده را
چون كنم معني ، من ، آن ناديده را
ليك ، زو ، من دوش خوابي ديده ام
وصف او از عاشقان بشنيده ام
هركسي زو داستاني مي سرود
اين يكي را باغ بود آن را چو رود
جمله هائي مانده يادم اينچنين
آنچه دانم من همينست و همين
عشق يعني رفتن اندر چاه دل
از طلسم آزاد كردن ، آه دل
عشق ، جان را جمله سودا كردنست
راز دل يكباره رسوا كردنست
عشق يعني چشمه اي پاك و زلال
جَستن از كُهسار دل بي قيل و قال
عشق يعني ديدن خرد و كلان
در سراي دل عزيزي همچو جان
عشق يعني كور بودن ، كور ، كور
نا توان از ديدني ها ، غير نور
عشق يعني بوسه بر گلبرگ گُل
لب به لب با جام لاله پُر زمُل
عشق چون چشمان پاك عاشقان
ماه ديدن ، ياررا ، در آسمان
عشق يعني مايه رنگِ زندگي
جَستَن و روئيدن و بالندگي
عشق يعني ديدن سرو چمن
بي بَر و آزاد در دشت و دَمَن

