تبليغاتX
.: اندکی صبر سحر نزدیک است :.
 

  • پدر آمد .

پدربا قطار آمد .

پدر خوشحال آمد .

پدر با سوغاتي آمد .

پدر به ديدار خانواده آمد .

پدر از حج  آمد .

پدر خوش آمدي .

 

  • محرم آمد .

غم آمد .

درد آمد .

حسين آمد .

حسين با كاروانش آمد .

حسين با عباس آمد .

حسين با علي اكبر آمد .

حسين با علي اوسط آمد .

حسين با علي اصغر آمد .

حسين با زينب آمد .

حسين با رقيه آمد .

حسين با رباب آمد .

حسين خوشحال آمد .

حسين با قرباني آمد .

حسين به قربانگاه آمد .

حسين به ديدار خدا آمد .

حسين از حج آمد .

حسين خوش آمدي .

 

 

نوشته شده توسط مرحوم غلامرضا همدانی در شنبه 1385/10/30 ساعت 23:33 | لینک ثابت |
اين جملات گزيده اي از كتاب جهاد اكبر حضرت امام (ره) است . بعيد نيست جهنم براي هريك از ما و دور نيست بهشت براي همه ما !!!

 

ü   تمام صفات وارسته انساني در انقطاع كامل الي الله نهفته است .

ü  مقامي كه بر بندگان صالح خدا در نظر گرفته شده ، تمام دنيا و مافيها - با آن جلوه هاي ساختگي - در مقابل آن به قدر پشيزي ارزش ندارد .

ü   اين دنيا با تمام زرق و برق ظاهريش ناچيزتراز آن است كه قابل محبت باشد .

ü   اين زندگي زودگذر بظاهر شيرين در مقابل عذاب غير متناهي چه ارزشي دارد ؟

ü   توجه به غير خدا انسان را به حجابهاي ظلماني و نوراني محجوب مي نمايد .

ü   كليه امور دنيوي اگر موجب توجه انسان به دنيا و غفلت از خداوند متعال شود ، باعث حجب ظلماني مي شود .

ü   حزب الله باشيد ، از زرق و برق زندگي و جلوه هاي ساختگي آن بپرهيزيد .

ü   مسلماني كه خود را پيرو و شيعه علي بن ابيطالب عليه السلام مي داند ، ممكن نيست به مشتهيات دنيا توجهي داشته باشد .

ü   ريشه تمام اختلافاتي كه فاقد هدف مشخص و مقدسي باشد به حب دنيا برميگردد .

ü  انبياي خدا براي اين مبعوث شدند كه آدم تربيت كنند ؛ انسان بسازند ؛ بشر را از زشتيها ، پليديها ، فسادها و رذايل اخلاقي دورسازند و با فضايل و آداب حسنه آشنا كنند .

ü   اگر براي خدا قدم برداريد ، خداوند متعال مقلب القلوب است ، دلها را به شما متوجه مي سازد .

ü   جز به خالق يكتا به احدي توجه نداشته باشيد .

ü   قلب انسان مانند آينه صاف و روشن است ، و بر اثر توجه فوق العاده به دنيا و كثرت معاصي كدر مي شود .

ü  با آلودگيهاي روحي ، رذايل اخلاقي ، معاصي قلبيه و قالبيه چگونه مي توان در محضر ربوبي حضور يافت و در مهمانسراي رب الارباب كه « معدن العظمه» مي باشد وارد شد ؟

ü   از خدا بترسيد ؛ از عواقب امور بپرهيزيد ؛ از خواب غفلت بيدار شويد .

ü  دورانديش باشيد ؛ عواقب امور را بسنجيد ؛ عقبه هاي خطرناكي كه داريد به ياد آوريد ، از فشار قبر ، عالم برزخ ، مشكلات و شدايدي كه به دنبال آن است غفلت نكنيد !

ü   جهنم با اعمال و كردار زشت انسان روشن ميگردد .

ü  اگر بشر با اعمال و كردار خويش آتش نيفروزد ، جهنم خاموش است . باطن اين طبيعت جهنم است ؛ اقبال به طبيعت اقبال به جهنم است .

 

 

 

 

نوشته شده توسط مرحوم غلامرضا همدانی در شنبه 1385/10/23 ساعت 16:2 | لینک ثابت |

 

 

قهرمان صدمتر بايد در كمتر از 10 ثانيه صد متر را بدود .  يعني 10 متر دركمتر از يك ثانيه ! بايد تمام وجودش را در 10 ثانيه خلاصه كند و احتمالا بعد از آن ديگر توان دويدن ندارد حتي براي يك ثانيه ديگر !

 

قهرمان استقامت مسير طولاني در پيش دارد . انرژي اش محدود است . در ابتدا آرام مي رود . بسيار آرام . از همان ابتدا مراقب فاصله خود با رقباش است . نه كم و نه زياد . نه جلو و نه عقب . در يك خط مي دود و آن چيز نا چيزي را كه دارد براي ساعتها و كيلومترها دويدن تقسيم مي كند . دونده استقامت بايد بعد 10 كيلومتر دويدن خسته شود و اگر قبل از آن خسته شود بازند ه است . اگر ببازد همه چيز را باخته . هم ساعتها را و هم كيلومتر ها را و در نيمه راه اگر بايستد ، تا جايي كه مردم منتظر ايستادنش هستند ساعتها فاصله دارد و ديگر روي نهايي را نخواهد ديد .

 

زندگي و عشق مسابقه دوي استقامت است . بايد دويد ، در كنار بقيه ، آرام وبي سرو صدا .

 

 

نوشته شده توسط مرحوم غلامرضا همدانی در پنجشنبه 1385/10/14 ساعت 12:19 | لینک ثابت |

 

 

آقا جان يا صاحب الزمان ! سلام .

 

من را كه حتما مي شناسيد . جواني در دل اين كوير پر از خس و خاشاك و شن هاي روان . با آفتابي تيز و برنده . مغز پخت مي كند اگر يكساعت تن به توانش بسپاري . البته شما همه اينها را بهتر از من مي دانيد ولي خوب گفتم كه درد دل را از يك جايي شروع كرده باشم .

مي دانيد آقا جان ! دل اهالي محلمان از اين اوضاع و احوال گرفته . باران كه نمي بارد . محصولي هم كه نداريم . خشك خشك شده زندگي مان . مردم دارند فقير و بد بخت و بيچاره مي شوند . آقا جان ترس ما از فقيري و بي پولي نيست . ترس ما از اتفاقات بعد از آن است . مي گويند از هر در كه فقر بيايد از در ديگر ايمان مي رود . خوب آقا جان ما اين همه دردسر و بيچارگي نكشيديم كه ايمانمان را با يك باران نيامدن از دست بدهيم . باران كه نبايد شستشويي هم نيست . شستشو هم نباشد پاكيزگي هم نيست . پاكيزگي هم نباشد ايماني نيست .

آقا جان ! مي دانيد چرا مي گويم آقا جان ؟ محبوبه به پدرش مي گويد آقا جان . از اين تركيب خوشم مي آيد . هم آقا دارد كه نشاني احترام و بزرگواري است و هم جان دارد كه نشانه علاقه و محبت است . بعد آدم به كسي كه سرپرستي اش مي كند و روال زندگي اش را مي گرداند آقا جان نگويد پس چه بگويد ؟

آقا جان از باران مي گفتم  . اصلا به جهنم كه باران نيايد و محصول نداشتيم . آقا جان اگر باران نيايد ، رودخانه ها خالي مي شود . چاه ها خشك مي شود . اگر رودخانه خالي شود ديگر كيست كه پيغام و سلام ما را به شما برساند . آخر مي گويند اگر خواستيم نامه مان بدست شما برسد بايد آن را بدست آب روان و يا دل چاه بسپاريم . مي دانيد آقا جان دل چاه را حكما به مدد دل چاه جدتان علي مي گويند . آب روان را هم به مدد لبان تشنه جدتان حسين .

از رودخانه و چاه مي گفتم . آقا جان اگر رودخانه و چاه نباشد كه نمي توانيم با شما حرف بزنيم . اگر با شما حرف نزنيم با كه حرف بزنيم . وقتي در جايي از شما مي گوييم و دعوت مي كنيم كه اگر حرفي داريد با آقا جانتان بگوييد ، فوراً مي گويند مگر تو نايب امام زماني ؟ آقا جان مگر صحبت كردن در مورد شما چه عيبي دارد كه اين حرف هارا مي زنند .  آقا جان ما هيج وقت ادعا نكرديم كه شما را در خواب ديديم چه برسد در بيداري كه به ما اين حرف ها را مي زنند .

آقا جان دلمان ديگر گرفته از اين بي آبي . آقا جان اين حرف ها را هم كه مي نويسم نمي دانم كدام آب قرار است براي شما بياردش . مي گويند حاج كربلايي سليمان دل دريايي دارد ولي نمي دانم آيا درياي دلش راه به آب هاي روان مرتبط با شما دارد يا نه . بعضي وقت ها فكري مي شويم كه بايد اين نامه ها را به آب ديدگا ن خود بسپاريم تا برايتان بياورد ولي نمي دانم چرا اين آب ديدگان هم سرازير نمي شود . انگار عالم و آدم دست به دست هم داده اند تا ما دو كلام حرف دل نتوانيم با شما بگوييم .

آقا جان هر چقد ر كه فكر مي كنم مي بينيم كه ما بچه هاي كوير در چنين مواقعي خيلي بد بختيم . ما حتي آب نداريم كه درد دلمان را به او بگوييم تا براي شما بياورد . آقا جان پس ما بچه هاي كوير بايد چه كار كنيم ؟ الان ها كه فكري اين موضوعم فقط مي توانم به اين اميد باشم كه باران رحمت الهي كه خود شما هستيد بر ما نازل شويد و درد دل هايمان را براي خودتان ببريد تا شايد مرحمي بر دل زخم خورده ما باشد .

آقا جان بيشتر از اين مزاحمتان نمي شوم .

 

دوستتان دارم .

 

فرزند كوير .

 

 

نوشته شده توسط مرحوم غلامرضا همدانی در شنبه 1385/10/09 ساعت 21:50 | لینک ثابت |

 

 

كلك مشكين تو روزي كه ز ما ياد كند ::: ببرد اجر دوصــد بنــده كه آزاد كند

قاصــد منـــزل سلمــي كه سـلامت بادش ::: چه شود گر به سلامي دل ما شاد كند

امتحان كن كه بسي گنج مرادت بدهند ::: گر خــرابي چو مرا لطــف تو آباد كند

يا رب اندر دل آن خسـرو شيـــرين انــداز ::: كه به رحمت گذري بر سر فرهاد كند

شاه را به بود از طاعت صد ساله و زهد ::: قدر يكــساعته عمري كه درو داد كند

حاليا عشـــوهء ناز تو ز بنيـــــادم برد ::: تا دگر باره حكيمانه چه بنياد كند

گوهر پاك تو از مدحـــت ما مستغنيست ::: فكر مشاطه چه با حسن خداداد كند

 

ره نبرديم به مقصود خود اندر شيراز

خــرّم آن روز که حافظ ره بغداد کنــد

 

 

 

نوشته شده توسط مرحوم غلامرضا همدانی در جمعه 1385/10/01 ساعت 15:7 | لینک ثابت |
 
business article